#شاه_شطرنج_پارت_270



****


با امين و فدايي، رو در روي نماينده حقوقي اميرحسين مي نشينيم. مفاد قرارداد را برايمان مي خواند.
-شرکت امين دارو گستر به همراه مکان و اسناد دارويي، به خانم آوا احتشام واگذار شده و سود آن به حساب ايشان واريز مي شود. تا زماني که خانم احتشام به سن قانوني برسند، آقاي اميرحسين احتشام مديريت شرکت را به عهده خواهند داشت.
سر فرو افتاده دوستانم، دلم را به درد مي آورد اما به شخصه از اين معامله راضي ام. اگر اين طوري، ظلمي که به آوا شده، جبران مي شود، من راضي ام!
کارها را به فدايي مي سپارم و از اتاق بيرون مي زنم. امين هم همراهم مي آيد. به چهره صادق و وفادارش لبخند مي زنم.
-شما اين جا بمونين. بدون شک با مديريت اميرحسين سود اين جا چند برابر ميشه و درآمدتون بالا مي ره.
لبانش خشک خشک شده اند.
-تو چي کار مي کني؟
دستم را روي بازويش مي گذارم.
-نگران من نباش. از اين بدترش رو هم رد کردم.

romangram.com | @romangram_com