#شاه_شطرنج_پارت_179
-گيرم اونو هفتاد تومنم بخرن، بقيش رو چي کار مي کني؟
سوييچ ماشين را از کيفم در مي آورم و به دستش مي دهم.
-حقوق بچه ها و بدهي کيميا رو صاف کن. نگران بقيشم نباش. لازم باشه خونه رو هم مي فروشم!
پوف بلند و کش داري مي کند.
-اين جوري فقط صورت مساله رو پاک مي کني.
رو برمي گردانم.
-کاري رو که گفتم انجام بده.
سرش را با افسوس تکان مي دهد و مي رود.
-فدايي؟
نگاهش بوي نا اميدي مي دهد.
-به يه آدم درست و حسابي بفروشش!
باز سري مي جنباند و قدم هايش را به سمت در تند مي کند. به محض اطمينان از خروجش آه مي کشم. کاش بغض صدايم را نفهميده باشد!
با شنيدن زنگ موبايل، بي خيال مهره هاي شطرنج به هم ريخته و آشفته ي روي ميز مي شوم و با کرختي جواب مي دهم.
-بله؟
romangram.com | @romangram_com