#ستاره_ام_بمان_پاییزان_پارت_347


پزشکی پاییزان را ورق زد و درخواست کرد تا با خود بیمار صحبت کند.

پاییزان با کسالت از جا برخاست و به راهنمایی منشی داخل شد. دکتر

نگاهی طولانی و دقیق به او کرد و از آرش خواست تنهایشان بگذارد.

جلسه های مشاوره ودرمان آغاز شد. پاییزان ابتدا به سختی شروع

به صحبت کرده بود، ولی رفته رفته اعتمادش جلب شد و راحت و بی پرده با او

حرف می زد. با تلاشهای بی وقفه دکتر، رفتار پاییزان در خانه و در تنهایی تا

حدی بهبود پیدا کرده بود. به کارهای منزل می رسید و امور روزمره خود را

انجام می داد، اما حضور دائم و همیشگی آرش ، معذبش می کرد.

آرش بر خلاف توصیه دکتر نمی توانست عادی رفتار کند. کار و مشغله اش

را رها کرده و در خانه نشسته و لحظه ای چشم از او نمی گرفت. تمام مدت با

نگاههای موشکافانه و کنجکاو پاییزان را دنبال می کرد و زیر نظر داشت.

عصر ها هم او را وادار می کرد با هم بیرون روند و پیاده رویی کنند. آلبومها و


romangram.com | @romangram_com