#ستاره_ام_بمان_پاییزان_پارت_339


آرش با نگرانی غیرقابل وصفی سعی می کرد به او غذا بخوراند. پاییزان چند

قاشق خورده بود، سپس چنان گریسته بود که آرش منصرف شده بود. احساس

می کرد پاییزان در چنان حالت بی خبری فرو رفته که یک کلمه از حرفهایش را

متوجه نمی شود. عاقبت در حالی که از نگرانی بی طاقت شده بود پاییزان را که

به سختی مقاومت می کرد از جا بلند کرد و به دکتر برد.

دکتر پس از معاینه با دیدن حالت وخیم وی، فوری بستری اش کرد. آرش

مستاصل به پاییزان نگریست که در خواب فرو رفته بود. پرسید: ((بیماری اش

چیه آقای دکتر؟))

دکتر با دقت به چهره او خیره شد و گفت: ((بیماری ایشون در حیطه

تخصص من نیست. فقط به دلیل شرایط جسمی بدی که دارند بستریشون

کردم، اما حدس می زنم دچار افسردگی شدید شدند.))

آرش متعجب حرف دکتر را تکرار کرد.((افسردگی.))


romangram.com | @romangram_com