#ستاره_ام_بمان_پاییزان_پارت_328
با تو صحبت کنم؟ تا کی باید مثل بچه ای کوچک نصیحتت کنم و خوب رو از بد
به تو نشان بدم. چرا نمی خوای کمی بزرگ شی و زندگی رو با چهره واقعی اش
ببینی؟ این ادا در آوردنها و ژستهای هنرمندانه را بریز دور. خودت و فکرت رو
درگیر خیال و توهم نکن. از اینکه در هپروت غوطه بخوری و چند جمله
بی سروته روی کاغذ بیاری چه چیزی عایدت می شه؟
با هر جمله ای که آرش بی مهابا خطاب به او می گفت حالت چهره اش بیش
از پیش تغییر می کرد. آرش در حالی که چشم در چشم او دوخته بود با لحن
سردی گفت: بهتره بچه دار بشیم تو از اون دسته از زنانی هستی که باید آن قدر
مشغله داشته باشند تا درگیر هجویات نشن. در غیر این صورت... و بقیه حرفش
در صدای خشمگین پاییزان خاموش شد.
معلومه چی می گی؟ چطور جرات می کنی این طور با من حرف بزنی؟
متوجهی با حرفهات همه احساس منو زیر پات لگد می کنی؟
وخیره به او نگاه کرد. رنگ از رویش پریده بود.
romangram.com | @romangram_com