#ستاره_ام_بمان_پاییزان_پارت_257
علاقمندید. اگه در صحبت هم برخلاف این بگید، باورم نمی شه، چون
چشمهاتون همه چیز رو برملا می کنه.)) و سکوت کرد.
پاییزان به فنجان قهوه اش چشم دوخت و پاسخی نداد.
نسیم با لحن مهربانی ادامه داد: ((کوشا هم به شما خیلی علاقه منده. می دونم
خودتون بهتر از من این موضوع رو می دونید. فقط یک نکته مبهمه.))
چشم در چشمهای زیبای پاییزان دوخت و گفت: (( دلیل رفتار شما چیه؟))
پاییزان خواست جوابی بدهد که نسیم با حرکت دست مانع شد وادامه داد:
((اشکان هرچی که از روابط شما دو نفر می دونست به من گفته.علاوه براین از
علاقه و محبت بی شائبه کوشا به شما هم خیلی برای من تعریف کرده.از حال
کوشا باخبرید؟))
پاییزان با حسرت سرش را به نشانه نفی تکان داد. نیسم ادامه داد: ((اول این
رفتار شما رو به حساب گرفتاریتون با مادربزرگتون می گذاشت، ولی با تغییر
romangram.com | @romangram_com