#_ستاره_پنهان__پارت_76


با خنده گفت: دیروز اومده بودم سالن. فری جون گفت فقط روزهای زوج میایید.

- پس خیلی هم تصادفی نبود!

- حقیقتش، نه.

- ...

- یه چرخی هم طرف های خونه تون زدم.

- البته تصادفی!

هر دو خندیدیم و حس کردم چقدر آدم خوش اخلاقیه. با وجود اخلاق سگی بابا و برادرهام خیلی عجیب و ناشناخته بود. حتماً دیروز اومدنش دلیلی داشت ولی نمی خواستم سوال پیچش کنم. گفت: آره تصادفی... گفتم یه سری بهتون بزنم... صحبتی کنیم. خونه پر از کارگر بود!!!

- بله. داره ساخت و ساز میشه.

- درسته... شما کجایید؟

با ناراحتی که اینبار تصنعی نبود گفتم: خونه ی پدرم.

- یادمه زیاد خوشتون نمی اومد.

- بله. ولی چاره چیه؟ مجبورم.

- والا چی بگم؟

- ...

- اگر مشکلی داشتید به من بگید.

- چشم. حتماً

romangram.com | @romangram_com