#_ستاره_پنهان__پارت_163


-بهتره خودم برم.

-من کاری رو نصفه ول نمی کنم.

-...

-مراقب خودم هستم. لباس هات کو؟

با هم به طرف اتاقشون رفتیم و لباس فرم آژانس مسافرتی رو که بیشتر اوقات تنش بود به دستم داد. مانتو و شلوارم رو در آوردم و مال اون رو پوشیدم. مقنعه ها رو هم عوض کردم. حتی کیف دستیم رو. رژ ماتش رو از روی میز آرایش برداشتم و روی لبم کشیدم. طبق عادتش رژگونه رو فقط یه بار کشیدم و ماتش کردم. فقط مونده بود چند تار موی وسط ابروهام. روش دست کشیدم و از آینه به ساغر نگاه کردم. گفت: مامان دعوات می کنه.

تیغ رو از توی کشوش در آوردم و گفتم: وقت ندارم.

گفت «معلوم نیست» ولی من زودتر از اون تیغ رو کشیده بودم. خداحافظی کردیم و سعی کردم نگاهم به چشم هاش نیفته. آخرین لحظه گفت: فقط بگو اگه تموم نکنه به همه حتی به خانواده ش اطلاع میدم. بگو اگه برنگرده به پلیس شکایت می کنم... اصلاً وارد جزئیات نشو.

خیلی چیزها بود که من نمی دونستم. با همون سرعت بیرون رفتم و به سمت انتهای کوچه حرکت کردم باید خودم رو تا نیم ساعت دیگه به یه ساختمون نیمه کاره می رسوندم. از قصد همچین مکانی رو انتخاب کرده بود که احتمال دیده شدنمون با هم صفر باشه.

سر وقت رسیدم. از گوشه ی دیوار فروریخته وارد شدم و به اطراف نگاه کردم. کسی نبود. می دونستم که آریانا اهل اذیت کردن کسی نیست. خراب کردن زندگی من از روی عمد نبود. ولی ترجیح می دادم محتاط تر باشم. حیاط مخروبه رو رد کردم و وارد ساختمون شدم. داخل ساختمون از زیر یک در کهنه نور بیرون می زد. در زدم و وارد شدم.

یه گوشه روی خاک ها نشسته بود و تکیه اش به دیوار بود. یه پسربچه ی کوچیک با چشم های بسته توی ب*غ*لش خوابیده بود. با دیدن من چند ثانیه ماتش برد و فقط نگاه کرد. ترسیدم که من رو شناخته باشه ولی گفت: بابای خوبی میشم؟

از قیافه و حالت صداش خیلی متأثر شدم. سعی کردم لحن و جمله بندی هام رو شبیه ساغر کنم که عادت داشت آخر جمله ها رو کمی می کشید و کلمه های دو بخشی رو محکم ادا می کرد. گفتم: کارت رو بگو؟

-بالاخره باور کردی تا خودت نیای منو ببینی نمیرم؟! خودت هم می دونی به تهدید هام عمل نمی کردم.

برای اولین بار ناراحت بودم که به جای ساغر اومدم. گفتم: قرار نبود بیای!

-این خونه رو یادته؟ یکی از دوست های آیدین بقیه ش رو شروع کرده. پسر اونه.

-...

-اینجا رو که از برادرم دارم. ماشین زیر پام مال بابامه. اینجا هیچی ندارم ولی نمی تونم اونجا بند کنم.

romangram.com | @romangram_com