#_ستاره_پنهان__پارت_125


من: موفق باشی. حسابداری که خیلی خوبه.

سعیده: آره حقوق خوبی می گیرم. تو چقد می گیری؟ این ماه تستی هستی؟

من: صحبت دقیق نکردم. منشی های اینجا چقدر می گیرند؟

لیلا: یک و پونصد. خوبه اما بیمه هم با خودمه.

من: آهان.

لیلا: با این آقای دو آتیشه چکار می کنی؟

من: آره. متوجه شدم!

هر سه خندیدیم. لیلا با خنده گفت: ساز مخالف این شرکته! بس که اینجوریه.

و ادای میعاد رو در آورد. سرش رو پایین انداخت و اخم کرد. از حرکتش دوباره زیر خنده زدم. خیلی شبیه اش بود. تازه جو بینمون بهتر شده بود. یاد بچه های مزون افتاده بودم.

لیلا: از خرطوم فیل افتاده... با اون حلقه ش.

سعیده: خوش به حال زنش. این رو که می فرسته بیرون خیالش راحته... مثل هادی نیست که من گوشت تنم آب میشه تا برگرده!

من: شوهرت اینطوریه؟

سعیده: نه با این شدت.

من: کی گفته این زن داره؟

و با سر به نیمه ی اتاق میعاد اشاره کردم. هر دو همزمان به من نگاه کردند و گفتند: نداره؟

من: داره؟

romangram.com | @romangram_com