#سکانس_عاشقانه_پارت_95


سرم رو کج کردم و با عشوه گفتم:

_ شوهرم توي دیگه..!

کامل به سمتم چرخید و کاملا روي خودش کشیدم .. به لباش اشاره کرد و گفت:

_ پس سهم شوهرتو بده!..

آب دهنم رو قورت دادم و گفتم:

_ چشماتو ببند!..

سرشو بالا انداخت و با اخم گفت:

_ میخوام ببینم ..!

دستمو گذاشتم تو سینه اش و خودم رو کمی عقب کشیدم و با قهر گفتم:

_ اصلا نمیخوام ..

دستم رو کشید و گفت:

_ خیلی خب میبندم ..!

دستاشو محکم دور کمرم حلقه کرد.. انگار میترسید فرار کنم!..

کمی مکث کرد و آروم چشماشو بست.

romangram.com | @romangram_com