#سکانس_عاشقانه_پارت_313
_ برو بیرون .!
ابروهاش رو بالا میندازه و در حالی که باز هم قدم عقب رفته رو جلو میاد جواب میده :
نمیشه که بی خط و خش بندازمت جلو اون لاشخور..
پشت دستش رو روي بالا تنه ام میکشه :
_ بالاخره باید مزه اي از شوهر سابق هم زیر دندونات باشه نه؟
ماشینم که میخوان بفروشن حداقل یه دور سوارش میشن که حسرت نو بودنش به دل صاحبش نمونه ...منم نمیخوام زیاد فشار بیارما ولی قول میدم از همه انرژیم مایه بزارم!..
از ترس بند بند وجودم یخ میزنه ...دستش رو محکم پس میزنم و میخوام فرار کنم که بازوم رو چنگ میزنه :
_ میدونی که وقتی عصبی بشم وحشی میشم ..تو که دلت نمیخواد همه تنت مثل گوشه لبت جرواجر بشه؟
دستش رو به سمت دکمه هاي لباسم سر میده تقلا میکنم پسش بزنم اما فایده نداره انگار کر شده بود و التماس و زجه زدنام رو نمی شنید ...!
با برخورد دستاي داغش روي شکم لختم همه تنم منقبض میشه با درد داد میزنم :
_ تو رو خدا تمومش کن!..
مچ دستاي سر شده ام رو بین دستش فشار میده :
_ دوسال سوختم ...دوسال مسخره عالم و آدمم کردي ..فکر کردي میزارم دست نخورده بري تو بغل اون پسره؟ که فکر کنه من ببو گلابی بودم؟
لباشو روي لباي به هم دوخته شده ام میزاره و زیر دندوناش فشار میده ...دیگه مثل سابق قند تو دلم آب نمیشه حس خوب همه وجودم رو نمیگیره ..!
romangram.com | @romangram_com