#سکانس_عاشقانه_پارت_236
_شیدا:توي کابیت کنار گاز .
_حامد:میشه خودت بیاي...؟
شیدا معذرت خواهی کرد و همراه با حامد وارد آشپزخونه شد .
نگاهی به دختره که ساکت نشسته بود انداختم و دره گوش امیرعلی پچ زدم:
_این دختره کیه امیرعلی؟ امیرعلی خیلی آروم گفت:
_آبجی شیداس.
و با لحن حرص در آوري ادامه داد:
١۶۵
_یادش بخیر یه زمانی شیدا می خواست این دختره رو به من غالب کنه!...
نیشگون ریزي از پهلوش گرفتم که از چشماي تیز بین اون دختره جا نموند.
_امیرعلی:عه نکن عزیزم الان می فهمه تو چه گربه وحشی هستی اون وقت آبرو برات نمی مونه ها!...
چشم غره اي بهش رفتم و گفتم:
_اون ویس قشنگتو که نشون همکار عزیزت و آبجیش بدم معلوم میشه ابرو براي کی نمی مونه...
لبخند بدجنسی زد و گفت:
romangram.com | @romangram_com