#سکانس_عاشقانه_پارت_227


_رو مخ من اسکی نرو بهار...درو باز کن و گوشیو بده!

_اگه گوشیمو بهت بدم چی به من می رسه این وسط...؟ لحنش شیطون شد و گفت:

_یه بوسه کوچولو.

_دارم ویسو پست می کنم عزیزم... اون بوسم نگهدار براي خودت!...

حرفمو باور کرد و مشتی به در زد و گفت:

_ببین جنبه نداریااا بهار...خب بگو چی می خواي...؟ حق به جانب گفتم:





_اگه قول بدي از سرکار که اومدیم کار به کارم نداشته باشی و بزاري بخوابم ویسو بهت میدم تا پاکش کنی...

با لحن دلخوري در حالی که رگه هاي خنده توي صداش وجود داشت گفت:

_آخه نه که عزیزم همیشه تا از سرکار میاي وظایفتو در قبال شوهرت انجام میدي که حالا یه مدت می خواي استراحت کنی...!

جوابشو ندادم که ادامه داد:

_باشه بابا درو باز کن اما بهار همچنان به این مسخره بازي هات ادامه بده تا یه شب بدجور بزارم تو کاست!...

بی توجه به تهدیدش درو باز کردم و گوشی به سمتش گرفتم.

romangram.com | @romangram_com