#سکانس_عاشقانه_پارت_195
_ امیرعلی
_ هوم..
دستمو زیر چونه ام زدم و پرسیدم :
_ چیشد بهم علاقه مند شدي؟
لقمه غذا رو قورت داد ، قلپی از لیوان آب کنارش خورد.. با دستمال دور دهنش رو پاك کرد .. چند ثانیه دقیق نگاهم کرد در حالی که سعی میکرد نخنده گفت:
والا خانم دکتر جسارت نباشه من به شما علاقه مند نشدم چشمم ممه هاتونو گرفته..
با چشماي از حدقه دراومده بهش زل زده بودم که بلند زد زیر خنده... بعد از گذشت چند ثانیه انگار تازه متوجه حرفاش شدم.. دست دراز کردم لیوان آب رو تو صورتش خالی کنم که ذهنمو خوند و سریع بلند شد و به سمت سالن دوید..
چشم غره اي بهش که بیخیال مشغول بالا پایین کردن شبکه ها بود رفتم و گفتم:
_ خیلی بیشعوریا ..
نیم نگاهی به سمتم انداخت و گفت:
_ چرا خانمم؟
با حرص نگاهمو ازش گرفتم که خم شد و سرشو روي پاهام گذاشت!..
میخواستم بزنم زیر سرش و پرتش کنم پایین اما دلم نمیومد وقتی اینطوري نگام میکرد..
پشت دستشو به شکمم زد و گفت:
romangram.com | @romangram_com