#سکانس_عاشقانه_پارت_188
با تعجب به صورت سرخ از عصبانیتش زل زدم که با فک منقبض شده گفت:
_ کدوم گوري بودي؟
نیشخندي زدم و در حالی که سعی میکردم به عقب هولش بدم گفتم:
_ بکش کنار بزار باد بیاد .. وسط بیابون ولم کردي اومدي اینجا لم دادي حالا که رسیدم واسه من خودتو باد میکنی کدوم گوري بودي؟
فاصله اي که به زور سعی میکردم رعایت بشه رو دوباره نادیده گرفت و غرید :
_ من همون موقع برگشتم..
به تی شرت جدیدي که تنش بود و بوي عطر روش داشت تو ذوق میزد اشاره کردم و گفتم:
_ معلومه خیلی نگرانم بودي ...اگه برگشته بودي من میدیدمت با خر که طرف نیستی نیم ساعت من اونجا منتظر تو بی غیرت بودم!...
مکث کردم و کف دستمو به سینه اش فشار دادم:
_ بی هر حال گذشت ما که قراره تمومش کنیم چه فرقی به حالمون داره ..کیف و گوشیم رو بده باید برم!..
بالا تنه نیم خیز شده اش رو عقب کشید و با پوزخند گفت:
_ تمومش کنیم؟
خیره به چشماش سرمو به تایید تکون دادم که گفت:
_ اوکی بمون برم برات وسایلتو بیارم..
romangram.com | @romangram_com