#سکانس_عاشقانه_پارت_186


لبخندي به صورتم زد و حرکت کرد.. بعد از گذشت چند دقیقه گفت:

_ خیلی قیافت واسم آشناست هر چی فکر میکنم نمیدونم کجا دیدمت..!

لب پایینم رو به دندون گرفتم یعنی نمیدونست زن اون عقده ایم؟ نفس عمیقی کشیدم و گفتم:

_ بازیگرِ هست امیرعلی رحیمی..میشناسی؟ سرشو به تایید تکون داد و گفت:

_ آره یجورایی چطور؟

به حلقه تو دستم اشاره کردم و گفتم:

_ زنشم!..

محکم روي فرمون زد و با هیجان گفت:

_ گفتمآ میزنی مطمئن بودم یه جا دیدمت ..

لبخندي زدم که با تعجب گفت:

_ یعنی اون اینجوري وسط جاده ولت کرده بود؟ سرم رو به تایید تکون دادم.

_ باورم نمیشه بهش نمیاد اینطوري باشه ...چطوري تونست ..؟

دیگه داشت روي مخم می رفت خودم به اندازه کافی از دست اون لندهور شکار بودم اینم شده بود آتیش بیار معرکه!..

قبل از اینکه بخواد باز تو زندگیم فضولی کنه گفتم:

romangram.com | @romangram_com