#سکانس_عاشقانه_پارت_179
_ من چی؟ یه هوس بازم؟ یه دختر باز نامرد؟ یه بی غیرت؟ چیم هان؟ دستاي لرزونم رو مشت میکنم و میگم :
_ تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی..
پوزخندي میزنه و با خنده میگم :
_ من تو کارم واردم ، نفسم بهتره تو هم باهام راه بیاي.
شال از روي سرم کشیده میشه و روي مبل پرتم میکنه تا بخوام به خودم بجنبم پاهاش رو دو طرف بدنم میزاره و مانع حرکت کردنم میشه دستش به سمت دکمه هاي مانتوم میره و..
دیگه به التماس میوفتم به دستش چنگ میزنم و با هق هق صداش میزنم :
_ام..یر
عصبی دستش رو روي لبام فشار میده :
_ هیسس
چشمش به بدنم با اون تاپ کذایی میوفته دستش رو روي شکمم میزاره و آروم به سمت بالا سرش میده..
بدنم منقبض میشه ..تمام التماسم رو تو چشمام میریزه و مچ دستش رو چنگ میزنم :
_ امیر..
حرکت دستش متوقف میشه و به چشماي سرخ شده ام زل میزنه.. دلخوري و رنجش توي نگاهش موج میزنه... مچ دستش رو فشار میدم :
_ تو رو جون هر کی دوستش داري تمومش کن...نذار..
romangram.com | @romangram_com