#سکانس_عاشقانه_پارت_167
_ گفتی دیگه دوستم نداري؟
فشاري به دست حلقه شدش دور کمرم آوردم:
_ آره ندارم!..
محکم تر به خودش چسبوندم و در حالی که لباشو به گونه ام میزد گفت:
_ دوباره عاشقت کنم؟
نیشخندي زدم دارم براي حلقه نشدن دستام دور گردنش خودم رو میکشم عاشق تر از این بشم؟ به سمت خودش چرخوندم دستشو زیر چونه ام گذاشت و مجبورم کرد سرم بالا بگیرم :
_ همه چیزو جبران میکنم.
نم اشک زیر چشمش داشت دیونم میکرد ...یعنی واقعا عاشقشم شده؟
کف دستم رو به سینه اش فشار دادم و در حالی که نگاهم رو میدزدیدم با صداي آرومی گفتم:
_ ثابت کن...
دستاش رو دوطرف گردنم گذاشت و سرم رو بالا کشید :
_ چیو ثابت کنم.؟
کرم شیطنت همه وجودم رو گرفته بود.. لبام رو به گردنش نزدیک کردم و زیر گوشش گفتم:
_ دوست داشتنت رو ثابت کن!..
romangram.com | @romangram_com