#سکانس_عاشقانه_پارت_160


با دیدنم نفس راحتی کشید و جلوتر حرکت کرد.. کاش ماشینم و دست سام نداده بودم خودم میرفتم خونه مادرش

!..





مثل جوجه دنبالش راه افتادم عجیب بود برام که هیچکس نمیاد حتی باهاش یه عکس بندازه.. قبلا که خودشونو میکشتن تا یه جا میدیدنش عجیبه امروز انقدر بی تفاوت از کنارش رد میشن ..!

در ماشین روباز کرد و منتظر بهم چشم دوخت.

نگاهم رو ازش گرفتم ، جلو رفتم و سوار شدم.

آروم در و بست ماشینو دور زد و سوار شد.

نیم نگاهی بهم انداخت و حرکت کرد.

مسیري که داشت میرفت به خونه مادرش ختم نمیشد .. انگار داشت میرفت خونه خودش.

لب پایینم رو به دندون گرفتم و با اخم گفتم:

_ کجا داري میري؟

_ میبرمت پیش مادرم دیگه .

نیشخندي زدم و با تن صداي بالا رفته اي گفتم:

romangram.com | @romangram_com