#سکانس_عاشقانه_پارت_120
_ یه لقمه برام بپیچ مامان دیرم شده!..
جلوي خونه ایستادم دستی به صورتم کشیدم و پیاده شدم!..
نفس عمیقی کشیدم و دکمه آیفون رو فشار دادم!..
به ثانیه نکشید که در خونه باز شد انگار کنار آیفون خوابیده بود!..
شونه اي بالا انداختم و داخل خونه شدم!..
نفس عمیقی کشیدم چقدر دلم واسه اینجا تنگ شده بود!..
آروم آروم به سمت در سالن رفتم دست دراز کردم در و باز کنم که با دیدن کفشاي زنونه پشت در دستم روي هوا خشک شد!..
آب دهنم رو به سختی قورت دادم که در سالن باز شد!..
نگاه خیره ام رو از کفشاي که تو ذوق میزد گرفتم و به چهره خندون امیرعلی دوختم!..
٨۶
از جلوي در کنار رفت و گفت:
_ بیا تو.
romangram.com | @romangram_com