#سکانس_عاشقانه_پارت_110
تاپ و شلواري از کمد بیرون کشیدم چرخیدم به کمد تکیه بدم که با دیدن امیرعلی که روي تخت نشسته بود جیغ بلندي کشیدم ..!
دستشو روي دهنم گذاشت و با حرص گفت:
_ جن دیدي مگه؟ جیغ کشیدنت چیه؟ دستشو پس زدم و با تته پته گفتم:
_ چجوري اومدي تو؟
یقه پیراهنش رو صاف کرد و با نیشخند گفت:
_ فکر کردي میتونی سر منو شیره بمالی و فرار کنی؟ فکر کنم نمیدونی من کی هستم!..
_ هر خري میخواي باش گمشو بیرون میخوام لباسامو بپوشم ... انقدر گاوي که سرتو انداختی پایین اومدي تو اتاق من.. شاید من لخت بودم انقدر نفهمی تو؟
قدمی نزدیک تر شد دقیقا چسبیده بود بهم آب دهنم رو قورت دادم و ترسیده گفتم:
_ چیکار میکنی؟
دستشو پشت کمرم کشید و چشماي ریز شده گفت:
_ مگه نمیخواستی یه لقمه ات کنم؟ دستمو تو سینه اش زدم و غریدم :
_ برو بابا تو لقمه کن اسم شوهر آوردم به خودت نگیر منظورم بعد تو بود نه توي الدنگ تو برو نفس و عسل رو لقمه کن من لقمه بزرگتر از دهنتم پاره میشی..!
دستش روي تنم عجیب رو به پیشروي بود به چشماي پر از حرصم زل زد:
_ نمیدونستی انقدر حاضر جوابی انگار دوماه نبودم خوب بهت ساخته!..
romangram.com | @romangram_com