#سکانس_عاشقانه_پارت_108


_ کلیداي خونه رو دارم که میرم خونه تخت میخوابم ..!

باشه زیر لبی گفت و بعد از چندبار قربون صدقه رفتن رضایت داد تماسو قطع کنم!..

بدون اینکه نگاهش کنم تشر زدم:

_ ببرم خونه هر چند تو آبرو نداري دلیل نمیشه منم بی آبرو کنی جلو خانوادم!..

جلوي خونه نگه داشت که دست به سینه نگاهش کردم و گفتم:

_ خب حرفتو بزن میشنوم ..!

با پرروي زل زد تو چشمام و گفت:

_ میام داخل امشبم همینجا میمونم فردا برمیگردیم ..!

چشمام از تعجب گرد شده بود این بشر چقدر پررو بود؟!

بدون اینکه بخوام تابلو کنم خیلی جدي گفتم:

_ پس ماشینو یه جا دیگه پارك کن اومدن نبینن اگرم دلت میخواد امشب خونت ریخته شه من مشکلی ندارم!..

سري تکون داد و گفت:

_ باشه تو پیاده شو تا در و باز کنی یه جا پارکش میکنم ..!

به همین خیال باشی تو دلم گفتم و پیاده شدم!..

romangram.com | @romangram_com