#سکانس_عاشقانه_پارت_106


_ تا همه بدنت رو کبود نکردم این کوفتی رو بپوش بریم ...

لگد محکمی به ساق پاش زدم و غریدم :

_ چه خري هستی که هر چی گفتی بگم چشم؟ مگه حق طلاقو ندادي به من؟ خیله خب برگردم تهران طلاقمو میگیرم. خبر مرگت مگه نرفتی چرا برگشتی؟ .. باز فاز گوه خوریت گل کرد اومدي سراغ من؟ فکر کردي انقد بدبختم که باز دنبالت بیام؟

نگاهمو از صورت جمع شده از دردش گرفتم و خواستم برم که مچ دستم رو گرفت و صاف ایستاد..!

پر حرص و عصبانی نگاهم کرد:..

_ که نمیایی آره؟

دست دراز کردم که بکوبم تو سینه اش وسط راه دستم رو کشیدم و با نیشخند گفتم:

_ حواسم نبود نامحرمی .. گمشو از جلوم عقب!..

لب پایینش رو بین دندوناش فشرد و اطراف نگاه کرد ... یک دفعه خم شد پاهام رو محم گرفت و روي شونه اش بلندم کرد!..

٧۶





با مشت به جون کمرش افتادم و داد زدم:

_ داري چه غلطی میکنی مگه نگفتم ولم کن عوضی..!

romangram.com | @romangram_com