#سایه_پارت_391

-پس لطف می کنید

-خواهش می کنم فقط مشکل لپتاپ چی بود ؟

–از دستم افتاده ،فک کنم ال سی دیش سوخته باشه

-بسیار خوب ،سعی می کنم خیلی زود اونجا باشم

-منتظرتون هستم

لباسش را با یک دست سارافون وشلوارساپورت مشکی با بلوز چسبون زرد تعویض کرد وبا برداشتن شال مشکی اش اتاق را ترک کرد .پس از آماده کردن چای وشستن میوه ها انها را در میوه خوری کریستال چید و منتظر رسیدن آرتین شد

آرتین مثل همیشه شاد وسرحال در حالی که در یک دستش کیف لپتاپش بود وبا دست دیگرش جعبه ای وارد شد وبا لبخند جعبه رامقابل سایه گرفت وگفت:

-بفرمایید اصولا خانمها شکلات تلخ وخیلی دوس دارن

سایه با لبخند دلنشینی جعبه را از دستش گرفت وگفت:

-تو برخلاف آرمین به علایق خانمها خیلی اهمیت می دی

به طرف مبلهای راحتی رفت وگفت:

-نه همه خانمها ،من فقط اونهایی رو که دوس دارم وسعی می کنم بدونم از چه چیزی خوششون میاد

جعبه را روی اوپن گذاشت وگفت :

-که بتونی سوپرایزشون کنی ؟

روی مبل نشست وگفت:

-طبق شناختی که من از خانمها دارم متوجه شدم اونها دلشون می خواد با چیزهایی که دوست دارن غافلگیر بشن ،........اینجوری نیست؟

کنارش روی یکی از راحتیها نشست وپرسید

-بردن من به دریاچه اردکها وکنسرت رضا صادقی هم به همین دلیل بود؟

آهی کشید وگفت :

-من برا رفع تنهایی توخیلی برنامه داشتم که متاسفانه آرمین این اجازه رو بهم نداد

با لبخند در جوابش گفت :


romangram.com | @romangram_com