#سایه_پارت_390

-خواهش می کنم سایه ، با من راحت باش

-هستم !.........

-اگه هستی پس بهم بگو با آرمین چه کار داشتی

-چیز خاصی نبود فقط برا لپتاپم مشکلی پیش اومده که می خواستم ازش خواهش کنم بیاد ببره خدمات کامپیوتری درستش کنه چون خیلی لازمش دارم

-مگه من مردم که می خوای ببری خدماتی

-خدا نکنه

-سایه هرگز فکر نمی کردم اینهمه منو دست کم بگیری!

-من همچین جسارتی نکردم

نفس عمیقی کشید وگفت:

-اگه می کردی هم باکی نبود چون تو برام اینقدر عزیزی که حتی جسارتهات رو هم دوست دارم

حرف آرتین خیلی دوپهلو و گنگ بود و بازهم درجوابش گیج شده بود . آرام زمزمه کرد

-شما لطف دارید

آرتین که از لحن سایه متوجه تغییر رفتارش شده بود با دلخوری گفت:

-سایه خواهش می کنم منو فقط تو صدا بزن ناراحت میشم وقتی می گی شما

-متاسفم

-اگه ایراد نداشته باشه خودم میام اونجا وبرات درستش می کنم

-اخه دلم نمی خواد مزاحم کارت بشم

-تو هم که شدی عین آرمین ودوس نداری من بیام اونجا

-نه این نیست ،فقط چون جلسه دارید نمی خوام مزاحمتون بشم

-جلسه رو جناب دکتر با چند تا کله گنده مثل خودش دارن ،منو توی اتاق جلسه هم راه نمی دن

ناگزیر گفت:


romangram.com | @romangram_com