#سایه_پارت_228

-نه، چون یه مشکل اساسی داری!

-مشکل من فقط اینه که نمیخوام هر جا میرم دو چشم کثیف وآلوده به ه*و*س دنبال همسرم باشه و مجبور باشم همیشه در مقابل این نگاهها ی ه*ر*ز*ه ازش مواظبت کنم

-پس همسرت چی؟..... تو به اون هیچ اعتمادی نداری ؟

-همه زنها در برابر نگاه پراز تحسین مردها کم میارن و خودشونو میبازن

-تو داری با این حرفت به من توهین می کنی

-اما من اصلاقصد توهین به تورو ندارم این چیزیه که با همه وجود باورش کردم

از اینکه این همه دیدگاه آرمین پرازشک وتردید بود قلبش فشرده شد پس با دلخوری گفت :

- پس با این حساب باید دنبال زنی باشی که کسی رغبت نگاه کردن بهشونداشته باشه من یه چند تایی میشناسم میخوای هر وقت از هم جدا شدیم آدرساشون و بهت بدم ؛برو هرکدوم که زشتربودو انتخاب کن

با بی خیالی از کنایه اش به طرفش نیم خیز شد وآرام گفت :

-توداری به خوشگلی خودت مینازی !

-نه من فقط خواستم بگم کسی و که دنبالشی و تا حدودی میشناسم

-من برای انتخابم نیازی به نظرتو ندارم!........ فک کنم اینو قبلانم بهت گفته باشم

-آره میدونم اون انتخاب شده است !...........اما نمیدونم چرا همش حس میکنم که اون باید خیلی جذاب باشه

آرام زمزمه کرد

-هست!..... خیلی بیشتر از اونچه که تو فکرشو کنی زیبا و شکننده ست

لحن کلامش آنقدرگرم و پر احساس بود که ناخود آگاه سایه تنفری شدید نسبت به زنی که هرگز ندیده بود حس میکرد

آرمین برای تغییر مسیر گفتگو دوباره به مبل لم داد وگفت:

- امروزکجا رفته بودی چند بار تماس گرفتم گوشی و جواب ندادی

با پوزخندی گفت :

-شدی مثل مردهای شکاک آمار میگیری

خشک وسرد جواب داد


romangram.com | @romangram_com