#سایه_پارت_227

آرام پرسید :

-دوست داشتی آرتین جای من بود؟

لحظه ای جاخورد او هرگزدلش نمی خواست آرتین به جای آرمین می بود شاید اگر آرتین میبود هیچ کدام از این مشکلاتی که امروز داشت را نمی داشت اما به هرحال آرمین عشق اولش بود واو حاضر بود در کنارش هر سختی را تحمل کند

آرمین که او را در متفکر دید با لحن غم گرفته ای گفت :

-البته که دوست داشتی آرتین.......

حرفش را قطع کرد وهیجان زده گفت :

-تو هم آرزو داشتی آرتین جای تو بود نه؟.......

با پوزخندی تلخ ادامه داد

-آره اگه آرتین بود دیگه هیچ نیازی به اینهمه خیمه شب بازی وسیاه کردن بقیه نبود

آرمین با آرامش گفت :

-ازاینکه حالا زن منی ،نه آرتین ... ناراحتی!

عصبی نیشخند غلیظی زد وگفت:

-مگه من زن توام!...... من فقط مهمون چند ماهه خونتم که مجبورم در کنارت زندگی کنم این چیزیه که خودت همیشه میگی

-من نمیخواستم تو همسرم بشی چون برای این کارم دلیلی داشتم

پر از خشم نالید

چه دلیلی ؟

لحظه ای مردد ماند وپس از سکوتی تلخ نهایتا با تردید گفت :

-من اززنهای زیبایی که زیباییشون و همه تحسین میکنند متنفرم

با پوزخندی گفت :

-سلیقه تورو باید تو گینس ثبت کنن

-چرا!چون منطقیم و نمیخوام زنی داشته باشم که چشم همه مردها دنبالش باشه


romangram.com | @romangram_com