#سایه_پارت_217
سریع گفت :
-اما اون خانم نیست !
نگاهی عاقل اندر سفیه به او انداخت وگفت :
-جدی ،خوب مدرکش چیه ؟
-مهندسی عمران با گرایش نقشه کشیه
-این که عالیه ،خوب من به خاطرتو تائیدش می کنم واگه خودت به آرمین بگی حتمااونم قبولش می کنه
با لحنی مغموم وناراحت گفت:
-اما یه مشکلی هست که ممکنه آرمین تائیدش نکنه
-چه مشکلی ،نکنه هنوز فارغ اتحصیل نشده
-نه نه...... اون فقط سربازه
-این که خیلی بد شد
شتاب زده ودستپاچه گفت :
-آخه می خواد ازدواج کنه و خانواده دختر مورد علاقه اش شرط گذشتن که باید حتما تا قبل از ازدواج بره سر کار
-نمی تونه صبر کنه تا سربازیش تموم بشه
- خانواده اش دختر عموش و براش در نظر گرفتن که اگه اونجا ردش کردند باید حتما با این یکی نامزد بشه ،پسره از خانواده سنتی واصیلیه که نمی تونه رو حرف خانوادش حرف بزنه
با لبخندی معنی دار به مبل تکیه زد وگفت :
-پس قضیه عشق وعاشقیه ،ببین عزیزم رگ خواب ما مردها فقط دست شما زنهاست ،آرمین رو که می شناسی چقدرغد ویکدنده است ،اگه من بهش بگم عمرا که همچین موردی رو تائید کنه ،نه فقط برا اینکه سربازه ،بلکه مهندسین ما حتما باید سابقه کار پنج ساله داشته باشن وحداقل روزی 8 ساعت کار مفید انجام بدن ،که با شرایطی که دوست تو داره هیچ کدوم از این شرایط و نداره ،ولی باز هم می گم من به خاطر تو تائیدش می کنم چون تو جزئی از خانواده ام هستی و اون شرکت متعلق به تو هم هست ولی بهتره که خود تو با آرمین صحبت کنی ، هرچه باشه اون شوهرته وبهتر با هم کنار میاین
سایه که تازه به عمق بغرنجی مساله پی برده بود با نا امیدی گفت :
-اما آرمین به من اجازه دخالت توی کارهای خصوصیش و نمی ده
لبخندی مرموزگوشه لبش نشست وبا شیطنت گفت :
-اما شما زنها حربه هایی دارید که ما مردها همیشه مقابلتون کم میاریم و تسلیمیم ،سعی کن با این حربه ها دل آرمینو نرم کنی ،منم قول می دم از اون طرف بهت کمک کنم
romangram.com | @romangram_com