#سایه_پارت_182

- چیزی نیست

-یعنی من اینهمه خنگم ؟ دیونه از نگات معلومه که گریه کردی، حتما بازبا اون عوضی حرفت شده

بغض الود گفت :

-روانپریش جلو همه بچه ها ضایعم کرد

یک تای ابروشو بالا دادو پرسید :

-چه جوری ؟

با لحنی خسته و عصبی گفت :

-برای محاسبه صدام زد چون آمادگیشو نداشتم از ترس و هیجان نزدیک بود غش کنم به همین دلیل صدام در نمی اومد اونم از این فرصت استفاده کرد وباعث شد همه بهم بخندن

نازنین حرصی گفت :

-این دیگه چه روش احمقانه ایه مگه شما بچه مدرسه اید که ازتون سوال می پرسه

-یکی از قانونهای مزخرف کلاسش همینه ،میان ترم تو کارش نیست با همین محاسبه ها ست که آخرسر نمره میان ترم و رد می کنه

آهی کشید و ادامه داد :

- بچه هایی که قبلا" باهاش کلاس داشتند می گن سوالات پایان ترمش اینقدر سخته که حتی با اینکه اوپنه هم نمی تونی نمره بگیری ماهم خودمونو می کشیم که بتونیم میان ترم یه نمره ای بگیریم که پایان ترم لااقل بتونیم پاس کنیم

آخ که چقد گ*ن*ا*ه دارید شما!

به طرفش برگشت وپرسید

-تو با سروش چه کردی ؟

-برا ساعت 7 قرار گذاشتم ،بعد از دانشگاه که برنامه ای نداری؟

-نه ندارم، می ریم خونه یه استراحتی می کنیم وبعد می ریم......به نیما گفتی؟

-آره. وقتی شنید تو همه برنامه رو ریختی ،گفت سه تایی باهم می ریم

-کاش قرارو واسه عصر می ذاشتی

-چرا مگه مشکلیه؟


romangram.com | @romangram_com