#سرآغاز_یک_فرجام_پارت_159


اونم گفت:

- باشه مشکلی نیست.

با لبخند گفتم:

- حالا خونه چطور بود؟ خریدها رو کردی؟

خندید و گفت:

- خرید‌ها رو آره؛ در مورد خونه هم گفتم که عالی بود، عالی. وارد که شدم اصلا نفهمیدم که کجا اومدم. فکر کردم طبقه رو اشتباه زدم.

بعدم ادامه داد:

- راستی مشکلی نداشتی؟

مکثی کردم. آب دهنم رو قورت دادم و سعی کردم هول نشم و گفتم:

- چه… مشکلی؟

اونم گفت:

- برای پیدا کردن جای وسایل دیگه.

آهانی گفتم و باخیال راحت ادامه دادم:

- نه. مشکلی نبود. ماشاالله همه‌چیز وسط خونه ولو بود.

خنده آرومی کرد که پرسیدم:

- ببینم، کلید به دستت رسید؟

جواب داد:

- آره. سرایدار گفت که کلید رو بهش داده بودی.


romangram.com | @romangram_com