#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_505
سربلند کردو بادیدن قیافم گفت :هیچی تارا از تویخچال یه مسکن برام بیار
-شاید بهتر بود چند روزی بستری میشدی
اروم گفت :نه
رفتم از توی یخچال مسکن اوردم وبهش دادم یخچال اینقدر پر بود که حس میکردم هرلحظه امکان داره بیرون بریزه انگار مامان باباش خیلی هواشو دارن
قرصو خورد وسرشو به مبل تکیه داد -دانیال یکم بخواب
romangram.com | @romangram_com