#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_504

سوئیشرتشوکه خونی بود دراورد بی اختیار به بازوهای عضلانیش خیره شدم فقط یک تیشرت تنش بودلامصب ادمو به هوس می انداخت


پوفی کردم ای تف توروحم دانیال


به موهاش چنگ زد وسرشو تودستش گرفت یه دستش که آراد روش پاگذاشته بودباند پیچی شده بود نزدیک رفتم-دانیال خوبی؟


اروم باصدای بمی گفت:نه
رومبل کنارش نشستم :کجات درد میکنه؟



romangram.com | @romangram_com