#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_490
عصبانیش نکنم سریع گفتم:میدونی من برای حفظ پاکیم چقدر جون کندم اونم به خاطر تولعنتی آراد هیچ وقت به من نزدیک نشدتاروزی که قضیه من و توروفهمید. دانیال
سکوت کرداینقدر دستشو روفرمون فشردکه انگشتاش به سفیدی میزدداغ کرده بودم
بادستای لرزون پنجررو باز کردم دانیال خیلی عصبانی شده بود به
romangram.com | @romangram_com