#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_491



تندی نفس نفس میزدباید یه حرفی میزدم که ارومش میکردم ولی حقشه بزار بدونه وقتی ولم کردرفت چه بدبختی کشیدم



باصدای ارومی گفتم:این حرفارونمی زنم که بامن بمونی اگه قرار باشه بخاطر همچین چیزی ولم کنی همین الان برو

بی اختیار تو چشمام اشک جمع شد بغض بدی تو گلوم گیر کرده بود



شرط بودنش یعنی مجوز دختربودنم بود

romangram.com | @romangram_com