#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_463

ولی گفتم: اگه قرار باشه من مال کسی باشم اون آراده.
که با صدای دادش خشکم زد: چه زری زدی؟


به معنای واقعی نفسم بند رفت. جرأت نداشتم بگم ببخشید
داد زد: اون زری که زدی تکرار کن تا گردنتو بشکنم.


زل زد تو چشمام و بهم نزدیک تر شد. نفسای داغش تو صورتم می خورد. با تحکمی که امروز قاطی کاراش شده بود شمرده شمرده گفت: تو ...حق... نداری... به بودن با کسی... جز من... فکر کنی.
بعدم هولم داد رو صندلی کناری و دوباره ماشینو روشن کرد و پاشو رو گاز گذاشت




romangram.com | @romangram_com