#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_435
وارد اتاق پزشک شدم روی صندلی ولو شدم انگارداره به نوکرباباش دستورمیده
ـ بشین تا برگردم
پسره ی احمق شیطونه میگه ول کنم برم ببینم چه غلطی می خوادکنه مثلا اون همه وجودمو خورد کرد بخاطر گناه نکرده یک بار نمی خواد معذرت خواهی کنه؟هه چه خوش خیالم فکرشم خنده داره دانیال و منت کشی ،غرور سربه فلک کشیده
ولی من
اشکم دم مشکم بود .دستمو زدم زیر چونم وقتی اومد بیرون باید چکارکنم؟ دیگه نمی خوام مثل این احمقا
مث کنه بهش بچسبم،هنوز یادم نرفته اون روزی رو که تو خیابون به پاش افتادم و التماس کردم که که نره و اون بی تفاوت دستشو کشیدو رفت هنوز یادم نرفته گفتم خودکشی میکنم
اگه بره ولی حتی یک لحظه هم تردید نکرد یادم نرفته دانیال چطور خوردم کرد و سرم داد زد که از زندگیش برم بیزون
romangram.com | @romangram_com