#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_362
فکم منقبض شد و بین جمله هاش فقط یکی رو شنیدم آراد همه چیو می دونه حتی دلم نمی خواست به احتمالات فکر کنم اروم پرسیدم
_خوبی؟
_ زیاد وقت ندارم دانیال کارتو بگو
صداش می لرزید
_ باید ببینمت
صدای نفسای تندش نفسمو گرفت
_ کجا کی؟
انتظار داشتم حداقل به خاطر اون روز راحت قبول نکنه
_ کجا می تونی بیای
_ خیابون....
_ ساعت چهار
نگران گفت: اگه کسی بفهمه؟
تلخ خندیدم : داری میای مواظب باش وقتی برسی من هستم دیگه نمی زارم.....
romangram.com | @romangram_com