#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_333

آراد بهم نگاه کرد: آره برام مهمه
آب دهنمو قورت دادم نگاهش داغم کرد به آراد خیره شدم براش مهم بود؟ من براش مهم بودم؟سر من اینطوری داره با ایرج حیوون دعوا می کنه
ایرج چند لحظه با فک منقبض نگاهش کرد سری با تاسف تکون داد و با عصبانیت از سالن بیرون رفت به آراد نگاه کردم موهای مشکی و پری داشت داده بودشون بالا پیرهن سبز تیره ای با شلوار جین مشکی پوشیده بود آستین پیرهنشو بالا داده بود کاملا جذب بدنش بود و دو تا دکمه بالاشو باز گذاشته بود خیلی سردرگم شدم چرا آراد این کاروکرد؟ نفس عمیقی کشیدم بدون فکر زبونمو چرخوندم
_ چرا کمکم کردی؟
ابروشو بالا داد: خیلی ناراحتی الان بفرستمت
_ ممنون که نذاشتی ایرج بفروشم
سرتکون داد و بعدم از سالن بیرون رفت*****
صدای در رشته افکارمو پاره کرد از رو تخت بلند شدم
_ کیه
_ تارا خانم منم نرگس
اشکامو پاک کردم و سینمو صاف کردم
_ چی کار داری


romangram.com | @romangram_com