#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_328
به تو نگفتم دوست دارم پس اگه با یکی دیگه هم باشم به تو خیانت نکردم
_ بی ارزش تر از اونی که محتاج شنیدن همچین جمله ازت باشم
بغض بدی داشت خفم می کرد: برو بیرون
همون طور که به سیگارش کام میزد سمت در می رفت
_ در ضمن حق نداری از خونه بیرون بری
_ هر وقت که بخوام می رم به تو ام هیچ ربطی نداره
_ پات برسه اون طرف در قلمش کردم
شده خودمو می کشم آره خودمو می کشم ولی نمی زارم دست کسی بهم برسه با فکر خودکشی لرز تو بدنم پیچید نه من جرات این کارو ندارم من فقط هفده سالمه تا سه روز بعد حرف ایرج داشتم فکر می کردم چی کار کنم همش می ترسیدم نه من نمی خوام فروخته شم نمی خوام بشم معشوقه. کسی کم کم داشت خیالم راحت می شد که ایرج به خاطر حرف آرادم که شده نگهم می داره داشتم با خودم فکر می کردم تو خونه ی ایرج یه خدمتکار باشم بهتر از اینه که....
تقه ای به در خورد و یه زن اومد تو
_ بیا پایین آقا کارت داره
romangram.com | @romangram_com