#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_321




دانیال گذشته
در ماشینو بهم کوبیدم و پامو رو گاز گذاشتم صدای جیغ و التماسش تو سرم پیچید ماشین از جاش کنده شد داغ کرده بودم شیشه رو پایین کشیدم و رو فرمون کوبیدم
_ لعنتی
جلوی خونه نگه داشتم در اتاقو بهم کوبیدم و لباسامو کندم رو تخت ولو شدم سرم داشت منفجر می شد چشمامو فشار دادم چشمای اشکی تارا از جلو چشمام رد شد سریع بالا سرم نگاه کردم حرفای مسخرش تو گوشم بود هنوز عشق؟ اونم با چن بار دیدن؟ مسخرس اولین کسی نبود که بهم گیر میداد دخترا خیلی وقتا آویزونم بودن نفسمو بیرون دادم صداش اعصابمو خورد بهم ریخت
دانیال ترو خدا من بدون تو می میمیرم
صدای لعنتیش از سرم بیرون نمی رفت تو موهام چنگ زدم خواستم بخوابم که در باز شد بی حوصله چشم چرخوندم دنیا با لبخند و ساک به دست داخل اومد

_ سلام عشقم
زیر لبی سلام دادم همه ی صداها اذیتم می کرد صداشو درست بالای سرم شنیدم
_ چیه کشتی هات غرق شده دنی جون؟

romangram.com | @romangram_com