#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_314
آراد پیرهنشوپوشید وزیپ شلوارجینشو بالا کشید.بی اختیار نفس عمیقی کشیدم.
کلافه توموهاش دست کشید.به طرفم برگشت.ترسیدم وگوشه تخت کز کردم
دستشوطرفم گرفت:موبایلتو بده
بادستای لرزون موبایلمو از توجیبم دراووردم.به طرفش گرفتم.
ازدستم کشیدش.به صفحه ی موبایلم خیره بود.وای خدای من نکنه داره پیامای منو دانیال و میخونه.......وای خدا حالا چه غلطی کنم
نگاهشو از صفحه ی موبایلم گرفت وباخشم وحشتناکی نگام کرد.
romangram.com | @romangram_com