#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_297
ازفشار دستش یه طرف صورتم به شدت سوخت.با بهت دستمو رو گونم گذاشتم
آراد....آراد منوسیلی زد؟......آراد برای اولین بار رو من دست بلندکرد؟!
صورتم گز گزمیکرد.با چشمای پراز اشک نگاش کردم.مثه بید می لرزیدم
باصدای فریادش مردمو زنده شدم:مثه سگ دروغ میگی
زبونم بند رفت خودموبیشتر به دیوار فشردم جرئت نداشتم بهش نگاه کنم.صداشو از فاصله خیلی نزدیک شنیدم درست زیرگوشم.نفسای داغش توگوشم میخورد:که بدون اون میمیری؟
romangram.com | @romangram_com