#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_294
دادزد:منوخر فرض کردی؟همه چیو دیدم
نفسم برید با وحشت نگاش کردم.مطمئنم آراد صدامو امروز شنیده بود وتعقیبم کرده بود.....یعنی اون.....همه چی رو دیده بود؟!التماسام.....ابراز علاقم به دانیال..گرفتن دستش....همه چی مثل فیلم از جلوی چشام ردشد
برگردوند وهلم داد توسالن.پرت شدم رو سرامیکا.نرگس خواست بیاد طرفم که باصدای داد آراد متوقف شد:همتون گم شید بیرون
دیگه نتوتستم جلوی خودموبگیرم.صدای هق هقم توکل سالن پیچید
نرگس سرجاش خشک شد.چشمموچرخوندم خدمتکارا همینطور خیره بهم ایستاده بودن
باصدای داد آراد حس کردم پرده ی گوشم پاره شد:مگه باشماهانیستم
romangram.com | @romangram_com