#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_290
راحت بگویم:مرگ راحت نیست.
دیگه چیزی نمیبینم.همه چی سیاهیه محضه.....تاریکه.....بابام همیشه میگفت دختر باید غرور دخترونشو حفظ کنه.
غرور؟کدوم غرور؟دانیال رفت.چشمشو روی همه ی التماسام وبدبختیام بست
چشمشو روتمام تنهاییام بست چقد سنگدلی دانیال.بزرگ شدن بین قاچاقچیا جرمه؟!این جرم منه؟!
کیفموکشون کشون دنبال خودم میکشیدم.وقتی به خودم اومدم توسالن ایستاده بودم.
—خدا مرگم بده.چرا گریه میکنی تارا خانوم؟
romangram.com | @romangram_com