#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_278

پوزخندی زد:خوب خودتو براش لوس میکنی

—نه آقا من.......
—گم شو از جلوی چشام

نگاه نفرت انگیزمو ازش پنهان کردمو سمت پله ها رفتم که گفت:لیاقت دختر بی صاحابی مثه تو خرابه های این شهرم نیست.پس بار آخرت باشه خودتو برای آراد من میگیری.حواست باشه توله اووردمت که به پسرم سرویس بدی گه میخوری براش ناز میکنی.من خوب میدونم آراد چه غروری داره از فردا میشی کاسه لیسش شیرفهم شد؟

—بله آقا
تودلم گفتم صاحاب ندارم که وضعم اینه.مثل همیشه ذهنم سمت اون لعنتی رفت باید حتمن میدیدمش



ساعت تقریبن ۵بعداز ظهربود.شماره ی دانیال وگرفتم.آب دهنموبه سختی قورت دادم گفت:الو

romangram.com | @romangram_com