#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_279
زبونم نمی چرخید.فقط دوست داشتم دانیال حرف بزنه.دوست داشتم صداشو بشنوم.
صدای خشکش توگوشم پیچید:مگه کری؟
به سختی نفسموبیرون دادم وزبونموچرخوندم.بایدکاروتموم کنم.دانیال حق نداره از من بگذره.
—می...می خوام...ببینمت
—من نمیخوام.
لبام می لرزید.گوشی رومحکم ترگرفتم.قلبم فشرده میشدباصدای پرعجزی گفتم:دانیال خواهش میکنم.توباید حرفاموبشنوی.
romangram.com | @romangram_com