#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_268
تقه ای به در خورد.آراد گفت:بیا تو
کیا داخل اومد.مرد قدکوتاهی با ریش وسبیل سفیدبود.همونطور که به تخت نزدیک میشد پرسید:دستش تیرخورده؟
—میبینی که
کنارتختم نشست.کیف مشکیشوباز کرد.یه قیچی از توش دراوورد
بهش نگاه کردم.ساعد دستموگرفت وبا قیچی آستین مانتوموپاره کرد
romangram.com | @romangram_com