#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_266
چشام دو دو میزد.یه لحظه ضعف کردموپاهام سست شد.بدنم شل شد
قبل از اینکه بیفتم دستای آراد دور کمرم حلقه شد.دستاش می لرزید
آراد اینقدر آدم محکم وبا اراده ای بود که همیشه فکرمیکردم فقط ممکنه در اثرسرما بلرزه
سرمورو شونش گذاشتم وبه نیم رخش نگاه کردم.یاد دانیال افتادم وسرموبرداشتم.
لبخندتلخی زدم.کاش الان دانیال جای آراد بود.تا میفهمیدم براش اهمیت دارم یانه؟!
romangram.com | @romangram_com