#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_265

نگاه رنجیدموبهش انداختم:چقدرم که جون من برات اهمیت داشت.

باحرص گفت:یه احمق به تمام معنایی.من زن وپسرشوکشتم.فکر کردی اگه به حرفش گوش میکردم زندت میذاشت؟

یه لحظه به حرفاش فک کردم بیچاره داشت راست میگفت عقل ناقص من به این جاها قدنمیده.

مطمئنم منصور میزد زیرحرفشومنومیکشت وبه ترکیه میرفت.

آراد جلوی ویلا نگه داشت.از ماشین بیرون اومد.درسمت منوباز کرد

به حق چیزای ندیده اولین باری بود که آراد در ماشین برام باز میکرد

از ماشین پیاده شدم.در خونه رو تار میدیدم.سرگیجه ی بدی داشتم

romangram.com | @romangram_com