#سنگ_هم_خواهد_شکست_پارت_258
جمله ی مفهوم شد وباصدای بلند وقاطع گفت.که تنم به لرزه افتاد
ای خدا چرا من اینقدر بدبختم.لعنت به من که ازماشین پیاده شدم.همیشه باید تاوان فضولیموپس بدم.من نمیخوام بمیرم
من فقط ۲۴سالمه کلی آرزو دارم.چهرمومظلوم کردموبه آراد خیره شدم هنوز اسلحش طرف منصور بود.یعنی منو انتخاب میکنه یاکارشو؟!
از این آراد هیچی بعیدنیست نکنه یه وقت خودش منوبکشه؟!خدایا به دادم برس الان وقت مردن نیست باید حداقل یه باردیگه دانیالو ببینم ،نمیخوام اینطوری بمیرم
آب دهنموقورت دادم وگفتم:آراد انتخاب کن
منصورپوزخندی زدوروبه من گفت:خیلی احمقی که به این آدم دل بستی اون فقط به فکرمنافعه خودشه جون توهیچ ارزشی براش نداره بدبخت.
romangram.com | @romangram_com